خلاقانه گام برداشتن در مسیر حل مسأله

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «integration» ثبت شده است

چهارشنبه, ۱۰ دی ۱۳۹۳، ۰۶:۳۰ ب.ظ میثم ملکی
یکپارچه، یکپارچگی، یکپارچه سازی

یکپارچه، یکپارچگی، یکپارچه سازی

Integrate, Integration, Integrated

by Meysam Maleki


یکپارچه، یکپارچگی، یکپارچه سازی، اینها کلید واژه هستند، شاه کلیدند.

از پنجره های مختلف می توان به منافع یکپارچه سازی نگاه کرد. مثلا چه خوب است که کارت سوخت به حساب بانکی وصل باشد و هر مقدار که بنزین زدیم از حساب کم شود در این حالت هم نیازی به حمل پول نقد و صرف وقت برای رفتن به خودپرداز نیست و هم مجبور نیستیم ذره ذره میزان بنزین را رند کنیم. یا سامانه های Cloud management نظیر Dropbox و iCloud کمک می کنند که داده ها را در یک جا (در ابر!) مجتمع داشته باشیم و با ابزارهای مختلف (موبایل، تبلت یا رایانه) از آن استفاده کنیم. یا مثلا در سازمان ها تلاش بر این است که به جای استفاده از نرم افزارهای جداگانه (یکی برای حسابداری، یکی برای ورود و خروج، یکی برای انبار، یکی برای حقوق و دستمزد، یکی برای خدمات مشتریان) از یک سامانه یکپاچه استفاده کنند که همه را در دل خود داشته باشد.

گفتنی است که انسان پیش از این هم در فکر یکپارچه سازی بوده و این کشف انسان مدرن (یا پست مدرن، یا پست پست مدرن!) نیست. مثلا یک چوپان گاو و گوسفندان همه را جمع می کرد و همه را با هم به چرا می برد یا بکارگیری سکه در معاملات از دستاوردهای تاثیرگذار بشر در طول تاریخ بوده است. امروزه با وجود بستر تکنولوژی اطلاعات پتانسیل های بیشتری برای یکپارچه سازی دردست هست. به عبارت دیگر، امروز بیشتر از گذشته می توانیم یکپارچه کنیم. 

می بایست توجه داشت که یکپارچه سازی اگر درست اجرا نشود می تواند آسیب برساند. در اینجا از آسیب یکپارچه سازی می نویسیم چون به اندازه کافی در بوق مزایای آن دمیده شده است. موضوع داغی شده و همه دارند هر چه که دارند را یکپارچه می کنند. تایید می کنم که مسیر حرکت درست است و مثلا خوب است که ایمیل ها را هم مثل پیامک در موبایل یکجا ببینیم یا خوب است که در یک سامانه یکجا بتوانیم حساب های بانک های مختلف را مدیریت کنیم. یکپارچگی کلا چیز خوبی است. اما لب کلام این است که می بایست آگاهانه باشد و بدانیم چه چیز را چطور با چه چیز یکپارچه کنیم.

یکپارچه سازی نوعی توسعه و پیشرفت است که شناخت وضعیت موجود، گام اول آن است. مثلا پیش از آنکه گوسفندان همه اهالی را در یک گله با هم به چرا ببرند پشت آنها رنگ می مالند تا معلوم باشد که بنفش ها گوسفندان مشهدی حسن هستند و زردها گوسفندان کربلایی اکبر. مثال امروزی تر، مثلا اگر دو جزء داریم به نام سامانه انبارداری (که در آن موجودی و ورود و خروج اجناس را کنترل می کنیم) و یک سامانه دیگر داریم برای امور مالی (که در آن موجودی و ورود و خروج مالی را کنترل می کنیم) و می خواهیم این دو را با هم در یک سامانه یکجا ببینیم، نخست می بایست فرآیندهای درونی هر جز را بشناسیم.  مثلا فرض کنید می خواهیم یک کامیون ذرت بخریم. حال سوال این است که آیا وقتی سفارش خرید یک کامیون ذرت در سیستم ثبت شد هزینه آن از حساب کم شود یا وقتی که بار آن کامیون به انبار اضافه شد این کار انجام شود؟ فرقش این است که ممکن است ما یک کامیون 10 تنی ذرت بخریم اما 9 تن به موجودی انبار اضافه شود، فرضیه های مختلفی در مورد یک تن مفقوده می توان ارائه کرد (در راه ریخته، راننده برداشته، فروشنده کم داده، انباردار برداشته) اما اگر بنا را بر مقدار تحویل در انبار می گذاشتیم نیازی به فرضیه سازی نبود. 

برای یکپارچه سازی نخست لازم است که تفکیک کنیم. اجزاء را جداگانه بشناسیم و بعد بر اساس ورودی ها، خروجی ها و فرآیندهای هر کدام، مدل یکپارچه سازی آنها را طراحی کنیم. 

راستی، پیشنهاد می کنم نگاهی به اصول 5، 6، 7 و 33 بیندازید.

توضیح تصویر: بر اساس تئوری بیگ بنگ، جهان از یک نقطه بسیار داغ و بسیار چگال به وجود آمده است
۱۰ دی ۹۳ ، ۱۸:۳۰ ۴ نظر
میثم ملکی

زنجیره تامین هنوز به سرنوشت ایزو 9001 دچار نشده است

When studying integration of your supply and distribution network don't forget about principles 5 and 7, they often help you breaking into mental inertia


By Meysam Maleki

یکی از مباحثی که چند سالی است در مدیریت زنجیره (شبکه) تامین داغ است و هر روز به داغی آن اضافه شده مبحث "یکپارچه سازی" است. زنجیره تامین در واقع زنجیره ای است از شرکت های مختلف که محصولات خود را دست به دست می کنند و هر کدام در این بین کاری انجام می دهند تا در نهایت محصول به دست مصرف کننده برسد. برای نمونه شرکت بطری سازی من بطری برای شرکت شما تولید می کند، شرکت شما آب معدنی در بطری ها می ریزد و شرکت دیگری محصول آب معدنی را توزیع می کند. دنیای ارتباطات موجب شده که شرکت ها در گستره بزرگتی از یک زنجیره کوتاه عمل کنند یعنی مثلا بطری های تولیدی خود را به چندین شرکت با اندازه و فرم های متفاوت بفروشند و خریداران بطری هم بطری های مورد نیاز خود را از چندین شرکت تولید کننده تامین کنند و در نهایت محصول خود را از طریق چندین کانال توزیع به فروش برسانند. با این مثال ساده معلوم می شود که این زنجیره به مرور پیچیده شده است. وضعیت پیچیده تر آن است که شرکت ها نقش های مختلفی را در زنجیره بازی می کنند و گاهی خریدار و گاهی فروشنده هستند یعنی تعامل دو طرفه دارند. به این ترتیب نه تنها زنجیره ها پیچیده شده اند بلکه از حالت زنجیره به فرم شبکه تغییر حالت داده اند. البته اسم زنجیره تامین همچنان "زنجیره" تامین است اما در ذهن داشته باشیم که این زنجیره گاهی رفتار "شبکه ای" از خود نشان می دهد.

داستان یکپارچه سازی به این نکته اشاره دارد که شبکه ای که شرکت ها در آن قرار دارند و محصولات مختلف بین آنها رد و بدل می شود تا در گام نهایی به مصرف کننده می رسد، برای رسیدن به منافع حداکثری شبکه می بایست مانند یک بدن یک تکه عمل کند. مانند دست و پا و سر و گردن یک شناگر که برای اینکه او بتواند رو به جلو حرکت کند (و البته غرق نشود) می بایست هماهنگ با هم عمل کنند.

توضیح بالا به ما می گوید که یکپارچه سازی چیز خوبی است و چه خوب می شد اگر زنجیره (شبکه) تامین ما یکپارچه  می بود تا می توانستیم در زمان کم و با کمترین هزینه منافع مان را تامین کنیم. اما رسیدن به یکپارچگی یک شبه اتفاق نمی افتد، دستوری هم نیست که با صدور بخشنامه بتوان به آن رسید. مقدمه ی دستیابی به یک شبکه ی یکپارچه، مطالعه فرآیندها، افزایش کارآیی فرآیندها، حذف ضایعات و اضافه کاری ها و ایجاد جریان روان و سیال مواد، خدمات و اطلاعات است. نکته خوب زنجیره (شبکه) تامین این است که فعلا قابلیت تبلیغاتی زیادی ندارد، مثلا فلان شرکت تبلیغ نمی کند که ما از این نظر در سطح بالایی هستیم، اصلا آهنگ زیبایی ندارد، شعر و شعار گوش نواز هم فعلا برایش ساخته نشده تا قبل از ورود به داخل شرکت ها در ویترین آنها متوقف شود. اتفاقی که متاسفانه در مورد ایزو 9001 افتاد، بسیاری ادعا کردند که گواهینامه این ایزو را دارند و واقعا داشتند! اما کیفیت مدیریت شان قبل و بعد از گرفتن گواهینامه یکسان بود و عدم انطباق ها در سازمان شان بیداد می کردند.

از نگاه 40 اصل، معمولا بررسی مثالهایی که در آنها از اصول پنج و هفت استفاده شده برای غلبه بر اینرسی ذهنی و رفع تضادهایی که در یکپارچه سازی پیش می آیند مفیدند.

۱۸ مرداد ۹۳ ، ۱۸:۰۰ ۰ نظر
میثم ملکی